سوپرایز واسه خاله پروین
سلام روز چهارشنبه مهرنوش(دخترداییم) بهم اس دادگفت
اگر موافقی 5شنبه دخترا شب بریم خونه خاله پروین جمع بشیم دور همدیگه نظر تو چیه ؟ منم سریع گفتم
من که پایم بریم .مهرنوشم گفت پس به دخترای دیگه هم خبر بده خلاصه تقسیم وظیفه کردیم
من به نرگش ونوشین وشیما (دختر خاله هام) گفتم و مهرنوشم به الهام ومریم دختر داییامون گفت .
قرار گذاشتیم 10 به بعد شب همه اونجا جمع بشیم وهر کس زودتر
رسید نگه
که بقیه تو راهن.
اول از همه مریم رسید وبعد الهام وبعد نوشین وشیما ومهرنوش ونرگس وآخریم من ساعت 12 ربع رسیدم چون خونمون داداشام مهمان بودن خواستم تا آخرین لحظه کنار برادروزنبرادرام وفرشته هامون باشم.خونمونون خیلیبهمون خوش گذشت ولی تماس دخترا واس ام اساشون گشوندنم اونجا.
همه هم طبق قرار فیلم بازی کردن ونگفتن کی قرار بیاد. واین شد که همه رسیدیم![]()
یه کلی خوراکی گرفتیم با خودمون بردیم
واسه شب نشینی و دورهم بودنمون
تا 6صبح همه مشغول عکس گرفتن
رقصیدن
وخوندنو
مسخره بازی
وخوردن
وسر به سر هم گذاشتن
وتعرف خاطره ها شدیم ویه کلی خندیدم
تعریف از دوران دبیرستان دانشگاه
محل کار ووووو
خلاصه عااااااااالی بود جاتون خالی .خالمونم یه عالمه خوشحال شد واز سوپرایزش خیلی خوشش اومد.
شب خوبی بود






















